5روز گذشت

خرید بک لینک
یه روز دیگه هم شروع شد

5روز از مهر گذشت و.....

دیشب وبلاگ آقای الف رو خوندم دیدم اونم یکیه مثل من مثل تو ساده ساده .....بدون هیچ حاشیه ای

تا 3شب خوابم نبرد

ای خدا یعنی میشه سال دیگه ......قبول شده باشم

واقعا گیج شدم دیگه نمیدونم چی خوبه چی بد

تا دیشب که باهاش حرف نزده بودم فکر میکردم دیگه نمیخواد باهام حرف بزنه ولی فکرم اشتباه بود نمدونم چرا بعضی وقتا اینقدر بسته فکر میکنم

دیشب که فاطمه از روزای مدرسش تعریف میکرد یاد روزای خوب مدرسه افتادم خوب بود سخت بود اما گذشت

الان همشون جاهای مختلفین بیشتریا ازدواج کردن رفتن در واقع خیلیا رفتن

ایشالا خوشبخت باشن اما نمیدونم برچه اساس تن به ازدواج دادن

ذهنم خیلی اشفتس همه چی ازش عبور میکنه

رفتم سنجش ثبت نام کردم(چون مکان برگزاری ابادانه و 1شهر با ما فاصله داره) شاد و خوشحال که دیگه کسی از دوستامو نمیبینم یکیشون زنگ زده بهم میگه معصومه میخوام برم سنجش :(

راست میگه باید طبق یه ازمون بخونم و بهش پایبند باشم

میدونم از رشتت و دانشگات راضی نیستی با اینکه بهترین رشته و بهترین دانشگاه رو تقریبا اوردی اما خب دیگه باید بخونیش درسته انتخابش به اصرار خانواده و چشمو هم چشمی بوده اما باید توش بهترین باشی بیوتکنو هم رشته خوبیه اما حالا که پزشکی اوردی باید یه پزشک موفق باشی با اینکه جامعه پر شده از پزشک و دندون پزشک وداروساز اما اگه موفق باشی و بهترین باشی جای پیشرفت هست.......




چهره عشق...

ما را در سایت چهره عشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: nila بازدید: 231 تاريخ: شنبه 6 مهر 1392 ساعت: 11:22

صفحه بندی