
زلیلایی شنیدم یا علی گفت / به مجنونی رسیدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است / که هر دیوانه دیدم یا علی گفت
نسیمی غنچه ای را باز میکرد / به گوش غنچه کم کم یا علی گفت
چمن با ریزش باران رحمت / دعایی کرد و او هم یا علی گفت
یقین پروردگار آفرینش / به موجودات عالم یا علی گفت
خمیر خاک آدم را سرشتند / چو بر می خواست آدم یا علی گفت
صبا دو بال خود با باد برده / سلیمان بس که محکم یا علی گفت
مسیحا هم دم از اعجاز میزد / زبس بیچاره مریم یا علی گفت
سرشک ژاله گل را شستشو داد / گل از این لطف شبنم یا علی گفت
به خود لرزید شاخ بید مجنون / به خاک افتاد ، از غم یا علی گفت
یداللهی به استقبالش آمد / به جای خیر مقدم یا علی گفت
مبارک مبارک مبارک سالروز ازدواج مولاعلی وخانوم فاطمه زهرا
