حرف دل

خرید بک لینک

سلام.امروز میخوام از یه حس و حال عجیب براتون بگم....سال ها بود که فکر میکردم یه حس رو تجربه کردم....یه تجربه ی تلخ....سالها بود که اشک مهمون هرشب چشمام بود.....سالها بود که از خدا میخواستم ولی نمیداد.....همیشه میگفتم:خدا منو نمیبینه.....منم کم کم یادم رفت نگاهش کنم....

اما چند روزه فهمیدم حسی که تجربه کردم اونی که فکر میکردم نبوده.....فهمیدم تشنه ای بودم که اب دریا رو میخورده و عطشش بیشتر میشده.....فهمیدم اون بالایی همیشه نگاهم کرده....دوستم داشته که نمیداده.....

فهمیدم عشق حس پاکیه که خدا در وجودم ندیده بود برای همین نمیداد......حس من حباب بود.....حبابی که رنگ ظاهرش رنگ عشق بود.....چند روزه فهمیدم عشق فراتر از جسم ادم هاست.....عشق حسیه که حتی خدا هم به قداستش شک نداره......اگر واقعا عشق باشه.....


چهره عشق...

ما را در سایت چهره عشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: nila بازدید: 184 تاريخ: دوشنبه 15 مهر 1392 ساعت: 22:03

صفحه بندی